نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

سیزده بدر 1395

1395/1/22 19:20
نویسنده : مامان و بابا
404 بازدید
اشتراک گذاری

نیکا جونی مامان ما امسال سیزده بدر خونه باباحاجی و مامان جون بودیم .دایی علی و زندایی و یاسمین کوچولو هم ازشب سیزده بدر خونه باباحاجیشون بودن و خوابیدن که به اتفاق عمه جون و عمو محمود و محدثه جون و آقاجون همگی بریم بیرون،اما نه تنها ما بلکه خیلیای دیگه همه به خاطر بارش شدید بارون و سردی هوا تو خونه موندن،اما با این حال خیلی خوش گذشت...

اینجا قبل از ناهارجلوی بلوک باباحاجیه و جالب اینجاست که سردی هوا مانع بازی کردنتون نشده قربونتون برم

تو و محدثه باعشق بازی میکردین و مردها هم مشغول درست کردن کباب بودند

تو این هوای بارونی همون بهتر که تو خونه غذامون بخوریم

بفرمایید

نوشیجوووووووووووووووووووووووووونت عشقم

غروب هم بعد از خوردن آش که مامان جون زحمت درست کردنش کشیده بود همگی غیر از باباحاجی و آقاجون رفتیم کنار آب تا سبزه هامون بندازیم شما هم با ذوق تموم سبزه،تخم مرغ،سینای هفت سین و سنگ انداختی تو آب

و در آخر هم سبزه گره زدی

برای شام هم به اتفاق دایی علیشون رفتیم خونه عمه

تو و محدثه هم مشغول بازی کردن با میوه ها بودین

اینم یاسمین کوچولوی بامزه

اینجا هم فردای سیزده بدره که هوا عالی بود من و تو و مامان جون و آقاجون رفتیم جلوی بلوک مامان جون سیزده بدرمون تکمیل کنیم و آشی که از روز قبل مونده بود خوردیم و حسابی جسبید تو هم کلی بازی کردی

دوست دارم عشقم...

پسندها (1)

نظرات (0)